دنياى زيباى سيد طاها

بسم الله لا قوه الا بالله العلى العظيم

 

هدفم از ايجاد اين وبلاگ ثبت گوشه اى از دنياى كودكانه ات مى باشد و همچنين بازيهايى كه مى توان با كودك به عنوان يكى از اساسى ترين نياز هايش انجام داد.




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 30 آبان 1394 | 10:19 | نویسنده : ح |

سلام عزيزم، اميدوارم هميشه سلامت و شاداب باشى

راستش اين روزها خيلى سرم شلوغه، مثل قبل نميتونم زياد ببرمت بيرون، يا برات وقت بزارم، البته سعى ميكنم كه كم و كسرى نباشه ...

ما شاء الله خيلى بزرگ شدى،عقل و فهمت هم خيلي خيلي بيشتر شده، هميشه همه كارهات دوره اى هست ، مثلا يه دوره واقعا بداخلاق شده بودى، هرروز صبح زود با نق و بهانه از خواب بيدار ميشدى و تا شب بداخلاقي ميكردى، ولى خداروشكر بهتر شدى، برنامه خوابت هم بهتر شده صبح ها بالاخره تا ساعت  ٨ يا ٩ ميخوابي ، ظهر ها همينطور... 

مشغوليت هات بيشتر كشف و كنجكاوى در وسايل من و باباست، به عكس انداختن هم خيلى علاقه دارى، امروز ديدى يه جرثقيل تو  كوچه هست و دارن لوله آب و درست ميكنن و چون اين صحنه برات جالب بود خودت رفتى و دوربين برداشتى و ميخواستى عكس بگيرى ، فقط بلد نبودى چطورى... 

خيلي احساس ميكنى بزرگ شدى، و دوست دارى همه كارات مثل ما باشه، دايم ميگى من بزرگم ، بعد بايد باهات بزرگونه برخورد كنيم...

فعلا حسابى خوابم گرفته، تو هم خوابيدى بالاخره 

تا بعد....




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 8 آذر 1395 | 0:43 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اينم از تعميرات شما روى يه سيستم قديمى كه خودت خرابش كردى، اونقدر دكمه هاشو زدى و سى دى گذاشتى كه خراب شد، بعدش هم مثلا دارى با پيچ گوشتى درستش ميكنى...




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 30 مهر 1395 | 0:23 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام پسر عزيز و خوبمون سيد طاها

امشب شب عاشوراست و دلم گرفته... ياد سال پيش اين موقع افتادم، چقدر زود گذشت، امشب با آقا امام حسبن ( عليه السلام) تجديد پيمان كردم، ان شاء الله كه بتونم سر عهدم بمونم...

امشب با چشم خيس حسابى بوسبدمت ، اما بوسه هاى امروزم جنس ديگه اى داشت، پر از دلتنگى بود... ان شاء الله كه به حق اين شب بزرگ زندگى پر از بركتى داشته باشى و بركتش رو خود آقا امام حسين ( عليه السلام) برات رقم بزنه و حسينى باشى و حسينى زندگى كنى... آمين يا رب العالمين.

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 21 مهر 1395 | 0:27 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اينجا هم يه مكان مناسب براى بازى و تخليه انرژى، محل مخصوص براى خاك بازى بچه ها كه منم اينجور مواقع تشويقت ميكنم تا برى و از اين مدل بازيا بكنى و لذت ببرى...

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 20 شهريور 1395 | 18:06 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اينم از مهارت خودجوش خودت، اومدم ديدم يكى پوست كردى گفتم براى من و بابايى هم بلال پوست كن ...تو هم مشغول شدى...




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 12 شهريور 1395 | 18:00 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اينم بازى امروز ما، البته صرفا جهت آشناييت با جهت ها بود، اصرارى نداشتم ياد بگيرى... 




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 30 مرداد 1395 | 14:53 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اين بازى بستكتبال كودك  رو هم خاله جون ايناى خودم ( خاله اعظم اينا) برات هديه آوردن، و خيلى بازى خوبيه، هم يه بازى تحركى هست هم مهارتى.... دستشون درد نكنه

 




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 7:26 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

امروز رفتيم پارك اطراف خونه و تو چمن ها حسابى بدو بدو كردى، منم كفشاتو دراوردم تا حس خوب راه رفتن روى چمن هارو با پاهات تجربه كنى...

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 21 مرداد 1395 | 18:05 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اينجا (خانه بازى) هم جايى هست كه تازگى ها ثبت نامت كردم ، البته چون ديگه نزديك سه سالت هست وگرنه تا قبلش خودم علاقه اى نداشتم، براى بچه هايى مثل شما كه عاشق بازى با بچه ها هستى جاى خوبيه... و خيلى چيزها هم در جمع همسن و سالهاى خودت ياد ميگيرى...امروز با پسر عموت رفتى خانه بازى...

همونطور كه انتظار داشتم از همون بار اول هم بيتابى نكردى و چون خيلى به جمع علاقه مندى به خصوص جمع بچه ها، اون يكى دو ساعت و كه اونجا ميرى قشنگ بازى ميكنى...




[ موضوع : ]
تاريخ : چهارشنبه 20 مرداد 1395 | 12:59 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

امروز رفتيم با بچه هاى سراى محله كه تو هم اونجا عضو هستى و پسر عموت درياچه، جشنواره بادبادك ها... خيلى بازى كردى در حدى كه وقتى اومديم خونه از خستگى گريه ميكردى... ولى بازى خوب و شادى هست و همتون خيلى خوشحال بودين...




[ موضوع : ]
تاريخ : سه شنبه 19 مرداد 1395 | 21:13 | نویسنده : ح |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 16 صفحه بعد