دنياى زيباى سيد طاها

بسم الله لا قوه الا بالله العلى العظيم

 

هدفم از ايجاد اين وبلاگ ثبت گوشه اى از دنياى كودكانه ات مى باشد و همچنين بازيهايى كه مى توان با كودك به عنوان يكى از اساسى ترين نياز هايش انجام داد.




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 30 آبان 1394 | 10:19 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام سيد طاها جون، البته هنوز بعضى وقتا صدات ميكنيم تاتايى خندونک

اميدوارم هميشه و همه جا در پناه خدا و لطف و بخشش و مهربونياش باشى

اين روزا يكم حوصله ام كمتر شده كه البته طبيعيه عینک

تو هم كه همچنان شيطونى هاى خودتو دارى، ي مدت خوشحال بودم چون خوب ميخوابيدى تا ساعتاى ٩ صبح، الان دوباره افتادى تو دور سحرخيزى، از ساعت ٦ و ٧ ديگه استرس دارم كه الان بيدار ميشى و من هنوز خوب نخوابيدم

جديدا هم بيدار ميشى به من كار ندارى، تازه خوشحال هم ميشى من خواب باشم، ميتونى به كاراى خودت برسى بدبو 

وقتايى كه ميخواى كارى كنى كه ميدونى ما مخالفيم يا خرابكارى هاى خودتو ميخواى بكنى ميگى مامان برو بيرون كاراتو بكن من هستم ، يا به بابا ميگى بابا برو استراحت كن خسته اى، برو سركار ... خطا

واى از دست اين گربه بازيهات ، اصلا دوست ندارم اين كارتو، همش اداى گربه در ميارى واقعا هم خوشم نمياد،ميرى گربه هارو دور خودت جمع ميكنى، نميدونم چكار كنم اين يه قلم كار از سرت بيفته سکوت

 

خلاصه ماشاءالله هم كارات خيلى با مزه هست و همه خوششون مياد و در عين حال هم واقعا فول انرژى ميبرى... ان شاء الله كه عاقبت بخير و سلامت باشى 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 15 مرداد 1396 | 20:05 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

يه سفر خيلى خوب داشتيم به روستاى آهو... و از مناظر و هواى خيلى خوبش لذت برديم، هميشه دوست دارم از نزديك با طبيعت روبرو بشى، چون واقعا زندگى تو شهراى بزرگ خيلى آدم رو از طبيعت دور ميكنه... 

اونجا سعى كردم حيوانات روستارو هم از نزديك ببينى، البته نشد از همشون عكس بگيرم، ولى حيواناتى مثل سگ،گوسفند، خر، مرغ و خروس و اردك و گاو و ديدى.... طبيعت زيبا و بكر اونجا رو ديدى و خلاصه به قول خودت خوش گذروندى... واقعا بهترين بازى و تفريح براى كودك گشت و گذار در طبيعت هست

...

 




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 8 مرداد 1396 | 9:16 | نویسنده : ح |

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1396 | 13:03 | نویسنده : ح |

 

بسم الله الرحمن الرحيم

شكلاى مختلف دايره، مربع،مستطيل و مثلث و ... رو كاغذ برات كشيدم گفتم اينارو برام ببر

خيلى با مزه بود شكلايى كه بعد از بريدن باقى ميموند، اينم بازى خوبى هست براى افزايش تمركز

فقط بعدش ريخت و پاش كردى كاغذارو نشد از نتيجش عكس بگيرم

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1396 | 12:19 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

تو يه ظرف سه نوع حبوبات ريختم و بهت گفتم بشين برام جداشون كن، تو هم با حوصله همرو جدا كردى

بازى خوبى بود ، استقبال كردى




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 1 تير 1396 | 12:13 | نویسنده : ح |

بسم  الله الرحمن الرحيم

اينم سرگرمى خوبيه

مهره هاى رنگى رو خودت برداشتى نشستى رنگا رو جدا كردى و تو ظرف جدا چيدى

كلى هم مشغول شدى




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 | 20:06 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اينم از مهارت هاى زندگى سيد طاها

خيلى عالى بود، خونه مامانى بوديم و مامانى داشت نخود سبز پاك ميكرد، تو هم شروع كردى كمك كردن و اونقدر مشغول شدى كه بهت قول دادم به عنوان جايزه بازم برات نخود سبز بخريم بشيني پاك كنىچشمکخنده 

دستت درد نكنه

تشویق

 




[ موضوع : ]
تاريخ : پنجشنبه 28 ارديبهشت 1396 | 10:09 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

سلام پسر گل و خوبمون ، بالاخره بعد مدت ها اومدم اينجا تا دوباره برات بنويسم، دلم براى اين نوشتن ها تنگ شده بود..

الان سه سال و چهار ماهت شده و خيلى تغيير كردى، هنوزم بامزه و شيطونى ولى يه جوراى ديگه، اونقدر تغيير كردى كه نميدونم چيارو بنويسم

برعكس كوچولوييات كه دير به حرف افتادى ،الان ماشاءالله خيلى بامزه حرف ميزنى و به قول مامانى خيلى با ادب و شيرين حرف ميزنى و به كسايى كه دوستشون دارى خيلى قشنگ ابراز علاقه ميكنى، مثلا به من ميگى، مامان من خيلى شمارو دوستت دارم، دوست دارم بخندى، دوست ندارم عصبانى بشى... 

بيرون كه ميريم هم خيلى اذيت هات كمتر شده ، و چون از اول هروقت ميرفتيم بيرون هرچى ميخواستى نميخريديم، الانم مشكلى نداريم و مثلا وقتى فروشگاه ميريم ميگى بريم اسباب بازيهارو نگاه كنيم، ميريم قشنگ همرو نگاه ميكنى بدون گريه و بهانه ميايم، يه موقع ها هم برات خريد ميكنيم خيلى خوشحال ميشى و با اين روحيه شيطونى كه دارى اين ويژگى برام خيلى جالبه....

هر يه روز دوروز در ميون خودت ميگى  ميخوام با مامانى اينا صحبت كنم، زنگ ميزنم و با همشون تك تك صحبت ميكنى و ميگى دلتون خيلى برام تنگ شده؟ ( به جاى اينكه بگى دلم براتون تنگ شده) 

هنوزم رنگ مورد علاقت سبز هست، بيشتر سبز پررنگ... 

شخصيت خاصى دارى، اگه هم نخواى حرفى رو بپذيرى به هيچ روشى نميشه متقاعدت كرد، يعنى ميشه گفت گاهى غير قابل نفوذى...

ماشاءالله بچه پرانرژى هستى، واقعا همپا شدن باهات خيلى سخته، كم ميارم، حتى بعضى ها مثل يكى از خاله هاى من كه خيلى هم پرانرژى هستن وقتى باهات همبازى ميشن زودتر از تو خسته ميشن...خلاصه فوت و فن هاى خودتو دارى...دلخور

 

خيلى حرفاى ديگه هم دارم ، ان شاء الله سر فرصت ميام و برات مينويسم

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 6 اسفند 1395 | 10:43 | نویسنده : ح |

بسم الله الرحمن الرحيم

اينم دومينو بازى البته به سبك خودت، خونه مامانى كه ميرى از اين مهره ها برات ميارن كه سرگرم بشى، تو هم ديدى سخته چيدنشون و هى ميريزن اين مدلى چيدى

در كل بازى خيلى خوبيه، تو هر سنى بچه رو سرگرم ميكنه 

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : جمعه 6 اسفند 1395 | 10:27 | نویسنده : ح |

سلام عزيزم، اميدوارم هميشه سلامت و شاداب باشى

راستش اين روزها خيلى سرم شلوغه، مثل قبل نميتونم زياد ببرمت بيرون، يا برات وقت بزارم، البته سعى ميكنم كه كم و كسرى نباشه ...

ما شاء الله خيلى بزرگ شدى،عقل و فهمت هم خيلي خيلي بيشتر شده، هميشه همه كارهات دوره اى هست ، مثلا يه دوره واقعا بداخلاق شده بودى، هرروز صبح زود با نق و بهانه از خواب بيدار ميشدى و تا شب بداخلاقي ميكردى، ولى خداروشكر بهتر شدى، برنامه خوابت هم بهتر شده صبح ها بالاخره تا ساعت  ٨ يا ٩ ميخوابي ، ظهر ها همينطور... 

مشغوليت هات بيشتر كشف و كنجكاوى در وسايل من و باباست، به عكس انداختن هم خيلى علاقه دارى، امروز ديدى يه جرثقيل تو  كوچه هست و دارن لوله آب و درست ميكنن و چون اين صحنه برات جالب بود خودت رفتى و دوربين برداشتى و ميخواستى عكس بگيرى ، فقط بلد نبودى چطورى... 

خيلي احساس ميكنى بزرگ شدى، و دوست دارى همه كارات مثل ما باشه، دايم ميگى من بزرگم ، بعد بايد باهات بزرگونه برخورد كنيم...

فعلا حسابى خوابم گرفته، تو هم خوابيدى بالاخره 

تا بعد....




[ موضوع : ]
تاريخ : دوشنبه 8 آذر 1395 | 0:43 | نویسنده : ح |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 17 صفحه بعد