سيد طاها سيد طاها ، تا این لحظه: 13 سال و 20 روز سن داره

دنياى زيباى سيد طاها

شمع فوت كردن

بسم الله الرحمن الرحيم از شمع فوت كردن خيلى خوشت مياد ، داشتيم باهم عكس تولد يه نى نى رو نگاه ميكرديم كه ديدم ذوق كردى، منم رفتم چند تا شمع از كمدم پيدا كردم و اوردم برات هى روشن كردم و تو هم فوت كردى، تا جايى كه مجبور شدم بهت بگم كبريت تموم شد تا راضى شدى جمعشون كنم... ...
17 بهمن 1394

روزهاى مادرانه(٢)

بسم الله الرحمن الرحيم سلام هديه خداوند، طاهاى عزيزم حدودا دو سال و چهار ماهت شده، بزرگ شدى ، خيلى زودتر از تصور ما، انگار همين تازگى ها بود كه سه ماهه تو را باردار بودم و به بابا ميگفتم كاش زودتر اين دوران بگذرد و به دنيا بيايد، و او هم ميگفت، عجله اى نيست ، بگذار زندگى اش را بكند..  ميدانم كه ان شاء الله روزى،  تو خود به تنهايى خواننده اين حرف ها هستى و آنگاه خواهى فهميد كه هميشه همه چيز خيلى زودتر از تصور ما ميگذرد.... اى كاش به رضاى خدا و خوش و با وجدانى آسوده بگذرد.... اميدوارم زمانى كه خواننده حرف هاى مادرت هستى، زندگى ات سرشار از زيبايى و خوشى و سلامتى باشد و همه اينها در قالب معنويتى آميخته به عشق معبودت باشد......
16 بهمن 1394

آشپزى(١)

بسم الله الرحمن الرحيم چند روزه بهانه گير شدى و حوصلت سر ميره،تو فكر بودم يه كار جديد بكنى، براى اولين بار باهم سوپ درست كرديم و تقريبا تو همه مراحلش شركت كردى، وقتى هم كه آماده شد دستپخت خودتو دادم بخورى ...
16 بهمن 1394

چايى درست كردن

بسم الله الرحمن الرحيم يكى از علاقه منديهات چايى بازيه، البته خيلى شبيه آب بازيه برات ولى لااقل اسمش اينه كه دارى چايى درست ميكنى ...
13 بهمن 1394

بازى با سنگ

بسم الله الرحمن الرحيم حوصلت كمى سررفته بود، رفتيم چندتا سنگ جمع كرديم و اوردم شستم و دادم بهت، كلى باهاشون مشغول شدى، سنگها رو رو هم ميچيدى و رنگ ميزدى و رو هركدوم هم اسم يه نفر رو گذاشتى و بعد هم همرو تو كاميونت بار زدى... ...
13 بهمن 1394

رنگ انگشتى

بسم الله الرحمن الرحيم بالاخره بعد مدتها كه تصميم داشتم برات رنگ انگشتى بخرم، خريدم و منتظر بودم تا سرماخوردگيت بهتر بشه و بازى كتى، خيلى بهتر از رنگ هاى ديگه مثلا آبرنگه، چون پاك كردنش خيلى راحته و بدون واسطه قلم با انگشتهات ميتونى رنگ رو لمس كتى و بكشى، با تركيب رنگ ها هم به راحتى رنگهاى جديد ساخته ميشه   ...
12 بهمن 1394